نگاهی به کتاب دروغهای کیهان

توسط مهدی جامی در تاریخ Saturday, July 25, 2009 - 02:32

 دروغهای کیهان نام مجموعه یادداشتی در باره روزنامه کیهان است که در روزهای اخیر در اینترنت پخش شده است. این یادداشت نگاهی است به برخی ویژگیهای این مجموعه از نگاه روزنامه نگاری پژوهشی.

دروغهای کیهان عنوان این کتاب است که در سرعنوان همه صفحات آمده اما در صفحه اول عنوان کتاب چیز دیگری است: برای که می نویسی؟! تحلیلی بر دروغهای کیهان و افشای نیمه های پنهان (قسمت اول).

به جای نام مولف هم آمده است:
مجری طرح
انجمن حرفه ای متفکران و محققان
(دفتر ایالات متحده آمریکا)

این شیوه در آغاز به من می گوید با کتابی سر و کار دارم که اصول کار پژوهش رسانه در آن جدی گرفته نشده است. من از عنوان اینطور می فهمم که نویسنده تصمیم خود را گرفته است و کتاب اش فقط شرح دروغهای کیهان است (و نه اینکه اصلا دروغ هست یا نه). به علاوه متوجه می شوم که نویسنده یا نویسندگان علاقه ای به معرفی خود ندارند و در عوض زیر نام انجمنی کار می کنند که از آن هیچ نام و نشان درستی داده نشده است (مثلا آدرسی یا وبسایتی). خود نام هم کمی عجیب است. انجمن حرفه ای برای متفکران یعنی چه؟ به نظرم می رسد که این نام کمی گنده گویی در خود دارد. تاکید بر دفتر ایالات متحده آمریکا چه معنایی می تواند داشت وقتی من خواننده با این انجمن اصولا آشنا نیستم و نمی دانم دفترهای دیگر هم دارد یا نه. بعد هم آدم از خودش می پرسد خب اصلا چرا باید کسانی که کیهان را نقد می کنند چهره شان را مخفی کنند؟ با کمی جستجو هم می رسم به این وبلاگ: انجمن حرفه ای متفکران و محققان که یک ماهی است ایجاد شده است. آیا نویسنده همان پیمان فتاحی است که این وبلاگ او را «معلم بزرگ تفکر» می خواند؟

با این سبک سنگین کردن اولیه به سراغ مقدمه می روم. این جملات آغازین پیشگفتار کتاب است:

«فرقه کیهانیسم و پدیده مافیای رسانه ای در ایران با گردانندگی حسن شریعتمداری نماینده ولی فقیه و از چهره های معروف دستگاه امنیتی ایران یکی از چالشها و عوامل بحران ساز در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران به شمار می آید.»

در واقع چیزهایی را که باید نویسنده در طی کتاب بحث کند و در باره صحت و سقم آن و دایره معانی آن به نتیجه برسد از هم آغاز مفروض گرفته و حتمی پنداشته است. بنابرین شما نمی توانید در کتاب خط و ربط این فرقه را پیدا کنید و یا بحثی در باره چگونگی تشکیل این «مافیای رسانه ای» بخوانید. نویسنده در تمام کتاب عمدتا بر اطلاعاتی تکیه کرده است که همه ما پیشاپیش می دانیم و شنیده ایم و نه از این معلومات به مجهولات ما روشنایی تازه افکنده است و نه هیچ معلومات تازه ای به ما ارائه می کند.

کتاب که مدعی است برگرفته از یک مجموعه تحقیقات چندجلدی است حتی به طبقه بندی تازه ای از اطلاعات موجود نمی پردازد. روش کتاب عمدتا اخلاقی است تا رسانه ای. به همین دلیل امتیاز اصلی کتاب بازخوانی آیات قرآن در باره دروغ و استفاده از آنها در آغاز فصول است. نویسنده علاقه دارد که مثلا شیوه کار مدیر کیهان را با شرافت یا بی شرافتی بسنجد تا هر گونه معیار رسانه ای.

نگاه نویسنده در پیشگفتارش به رسانه های ایران زیاده اغراق آمیز به نظر می رسد. او می نویسد:

«سیستم رسانه ای و اطلاع رسانی در ایران به عنوان یکی از دروغگوترین و جعل کارترین ها (کذا در اصل) در عرصه بین المللی شناخته شده است.»

این نوع نگاه کاشف چه نوع حقیقتی خواهد بود؟ کیهان معادل سیستم رسانه ای ایران نیست. حتی اگر منظور سیستم رسانه ای دولتی هم باشد مساله شایع شدن روش کیهانی مربوط به چهارساله اخیر است و پیش از آن عمدتا به خود کیهان و یک دو نشریه کوچکتر محدود بوده است و مثلا ایرنا در اعتبار دست کمی از هیچ خبرگزاری دیگری نداشته است.

یک اشکال دیگر کتاب در همین نداشتن درک تاریخی از مساله کیهان است. به نظر نویسنده کتاب گویی شریعتمداری و کیهان از روز نخست همین طور بوده اند. این نوع برخورد پژوهشگر را از «بررسی» به معنای واقعی کلمه که دیدن پدیده در بستر تحولاتش است دور می کند. بنابرین اگر خواننده توقع داشته باشد که فصلی در این کتاب به دوره های مدیریت کیهان از آغاز انقلاب تا امروز اختصاص یافته باشد چیزی در آن نخواهد یافت. بنابرین دوره ای که محمد خاتمی در کیهان بوده است یا شس الواعظین در آن کار می کرده دیده نشده است. اگر نویسنده دید پژوهشی در کار خود لحاظ می کرد می توانست بسادگی بگوید دارد بحران آفرینی ها کیهان را در دهه 70 و 80 یا حتی در 12 ساله اخیر بررسی می کند. یعنی در همان قدم اول کار خود را محدود می کرد و محدوده آن را نیز اعلام می کرد. اما با روشی که برگزیده است کار او نه جامع است و نه پژوهش.

برای اینکه شیوه کار نویسنده را بهتر دریابیم می توانیم به نوع برخورد او با مساله محوری اش یعنی مفهوم «دروغ» توجه کنیم. او در صفحه 40 کتاب می پرسد چرا دروغ؟ - یعنی چه نیازی به دروغ هست و می نویسد:

«حکومتهای دیکتاتوری برای دستیابی به اهداف سیاسی کسب منافع مادی و غلبه بر رقیبان خود دروغ پردازی فریبکاری و اشاعه اطلاعات ساختگی را ابزار مناسبی برای تحقق قصدهای خود یافته اند.»

می بینید که او دروغ را به حکومت دیکتاتوری نسبت می دهد. این مساله دو مشکل دارد. یکی اینکه خود دیکتاتوری بودن حکومت نیاز به بحث دارد و در مورد ایران بسیار قابل مناقشه است و دوم اینکه دروغ منحصر به دیکتاتوری ها نیست و در دموکراسی ها هم وجود دارد. مشکلی که من در این شیوه بحث می بینم بدیهی گرفتن اموری است که برای پژوهشگر باید غیربدیهی باشد و تنها از راه بحث و استدلال روشن شود.

بعد نویسنده زیر تیتر دیگری درهمان صفحه پرسیده است: «دروغ چیست؟» اما وقتی متن او را می خوانی هیچ توضیح روشنی در باره چیستی دروغ نمی یابی. او فقط می گوید دروغ همیشه همان دروغ مصطلح نیست و انواع و ابعاد مختلفی دارد. اما به سوال دروغ چیست پاسخی نمی دهد و دروغ مصطلح را امری بدیهی و روشن تصور می کند. او بعدتر می گوید: «دروغ از یک نظام باطل و یک جریان فکری تاریک سرچشمه می گیرد.» و روشن است که این تعریف دروغ نیست و تعریف منشا دروغ هم نیست. بعلاوه وقتی معنا و منشا دروغ را به معنای اموری که باز در آن ها بحث هست پیوند می زنی مساله را پیچیده تر می کنی. چون خواننده خواهد پرسید باطل چیست؟ فکر تاریک کدام است؟ اینها سوالاتی است که تنها یک پژوهش علمی می تواند جواب دهد نه یک رساله اخلاقی سیاسی.

نویسنده پس از این سعی می کند یک دوره اصول جنگ روانی را از دید خود به عنوان نمونه ای از روشهای دروغ پردازی کیهان به دست دهد. اینجا هم با مشکل دوگانه ای روبرو هستیم. اولا معلوم نیست منابع نویسنده برای معرفی اصول جنگ روانی چیست در حالی که این اصصلاح شناخته شده ای در جهان ارتباطات و هنر جنگ و سیاست است و ثانیا اگر جنگ روانی را به عنوان امری شناخته در جهان بپذیریم آنگاه نخواهیم توانست مدعی شویم که فقط کیهان است که از این اصول استفاده می کند. از این جهت است که می گویم نظام پژوهش کتاب نظام پذیرفته علمی نیست و با زبانی باز و همه جانیه نگاه نمی کند.

----------------------
این متن مقدمه ای است بر نقد کارگاهی کتاب «دروغهای کیهان». در این کارگاه روزنامه نگاران جوان بیشتر فصول کتاب را از نظر انصاف و همه جانبه نگری و انطباق با اصول روزنامه نگاری پزوهشی بر می رسند. مجموعه این نقدها بزودی منتشر خواهد شد.
 

dariushm داریوش محمدپور Mon, 08/10/2009 - 16:03

این هم یکی از تحلیل‌های بسیار خوبی است که این روزها میان اهل خبر سخت جای‌اش خالی است.

norihamedani norihamedani Tue, 07/28/2009 - 02:56

نوشته شما منصفانه نیست.