پیدا کردن نقطه تعادل در بیطرفی

توسط مهدی جامی در تاریخ Monday, August 10, 2009 - 15:07

 بخش اول – طرح مساله

بیطرفی اصلا یک مفهوم سرراست و روشن نیست. اما بسیاری از روزنامه نگاران امروزه آن را جزو اخلاق و اصول روزنامه نگاری می شمارند حتی اگر در عمل به آن پای بند نباشند یا نمانند! در این یادداشت می کوشم معنای بیطرفی را بر اساس دیدگاه های جدیدتر تفسیر متن و نیز نظریه دریافت بررسی کنم. اصل راهنمای من این است که هیچ نکته اخلاقی نباید بدون وارسی و معنایابی دقیق پذیرفته شود. زیرا اخلاق امری نسبی است و در جغرافیا و فرهنگ و زمان متغیر است. حتی اگر نهایتا بپذیریم که بیطرفی جزو اصول روزنامه نگاری است درک روشن تری از آن به ما کمک می کند انحراف از آن را اندازه گیری کنیم و ارزش آن را در متن های اجتماعی مختلف بهتر بسنجیم و بدانیم که با چه نوع مکتب روزنامه نگاری روبرو هستیم.

آمیخته شدن اخلاق و سیاست و فرهنگ می تواند مفاهیم ظاهرا واحد را با ابهامات زیادی روبرو کند. یک مفهوم سیاسی در دموکراسی آمریکایی یا بریتانیایی (مثلا حق ازدواج همجنسگرایان) ممکن است برای گروههایی در ایران یا عربستان غیرقابل تصور باشد. همانطور که انتشار کاریکاتوری از ملکه در روزنامه های لندن برای روزنامه نگاران تهران و ریاض می تواند زیاده روی و بی مزه و حتی خطرناک به حساب آید. بیطرفی هم از انجا که آمیزه ای از اخلاق و سیاست و فرهنگ را نمایندگی می کند دچار همین تضاد و ابهام در مفهوم است.

ساختارهای جانبدار
نگاهی به واقعیت ها بیندازیم. مثلا در روزنامه نگاری ایرانی سهم «بیطرفی» نسبت به ترکتازی «طرف گیری» بسیار کوچک است. دولت در ایران رسانه ها را طرفدار خود می خواهد و بر رسانه های منتقد و مخالف سخت می گیرد. کوچکترین اشتباهی می تواند به تعطیل موقت و دایمی روزنامه شما بینجامد. اما بزرگترین خطاها در رسانه های دولتی و طرفدار دولت زیرسبیلی رد می شود و هیچ اتفاقی نمی افتد. در واقع طرفداری پاداش می گیرد و بیطرفی یا نقد و عدم طرفداری مجازات می شود. روزنامه نگار می اموزد که باید طرفدارانه بنویسد. او ممکن است برای دولت ننویسد اما روحیه طرفداری را در نوشتن برای مخالفان دولت حفظ می کند.

در خارج از ایران هم اوضاع روزنامه نگاری ایرانی بهتر نیست. نگاه کنید به تلویزیونهای لوس آنجلسی. آیا آنها بیطرف اند؟ رسانه پردازانی که تمسخر می کنند و ناسزا می گویند می توانند بیطرف باشند؟ آنها که در نقل خبر به صحت آن بی اعتنایند و انصاف را در کار خود لحاظ نمی کنند بیطرف اند؟ شیوه کار آنها چه فرق روشنی با مکتب روزنامه نگاری کیهان یا رسالت دارد؟ خبرنویسی آنها چه فرق مهمی از خبرگزاری فارس دارد؟

نمونه های حرفه ای تری مانند روزآنلاین چطور ارزیابی می شوند؟ آیا وبسایتهای خبری خارج از کشور بیطرف اند؟ نمونه های فارسی-انگلیسی چطور؟ مثلا ایرانیان دات کام به عنوان قدیمی ترین سایت دوزبانه ایرانی را می توان نشریه ای بیطرف خواند؟

در روزنامه نگاری برای ایران هم وضع بیطرفی با ابهام های جدی روبروست. مثلا نمونه رادیو فردا را می توان رسانه ای بیطرف دانست؟

دنیای روزنامه نگاری فارسی و ایرانی در یک نگاه اصلا بیطرف نیست. پس آیا بیطرفی مطلوبی که از آن صحبت می کنیم افسانه است؟ کسی ممکن است با دیدن اینهمه طرف گیری و جانبدارانگی بپرسد با توجه به کدام سابقه و زمینه میخواهیم بیطرف باشیم؟ ایا اصلا بیطرفی «مطلوب» است؟

افسانه بودن بیطرفی فقط در نگاه به ساختارهای رسانه ای و حامیان و سیاست های آنها نیست که مطرح می شود. اگر ما در یک محیط ایده آل رسانه ای باشیم باز هم می توان از مساله بیطرفی به عنوان یک مساله سخن گفت. این به ذات کار خبر بر می گردد. در واقع سوال در اینجا این است که بر فرض مطلوبیت بیطرفی آیا بیطرفی «ممکن» است؟

جوهر ناآرام خبر
توصیه کنندگان به بیطرفی درک خبری را امری ثابت می پندارند. از نظر آنها خبر «آنجا» ست و ما کافی است که بیطرفانه نگاه کنیم تا آن را درست گزارش کنیم. اما آیا خبر یک حیثیت ثابت و جامع و قابل شناسایی دارد؟ آیا خبر یکباره و یکجا و با تمام جنبه های خود نازل می شود یا اتفاق می افتد و ما تنها باید مانع دیدن آن را از پیش پا برداریم؟ خبرها البته از هر نوع و نژادی هستند. برخی ساده تر و یکرویه تر اند و می توان با وارد کردن نگاه موافق و مخالف آنها را بخوبی گزارش کرد. اما هر خبری اینگونه نیست. و خبر هر قدر پیچیده تر می شود یعنی لایه های معنایی بیشتری می یابد و یا دسترسی به لایه های معنایی اش با فقدان اطلاعات روبرو می شود کار گزارشگر خود را نیز دشوارتر می کند.

محدودیت ادراکی خبرگزار
به زبان دیگر، در بیشتر موارد درست تر آن است که بگوییم هر خبری تنها بخشی از خود را به گزارشگر نشان می دهد. یعنی آن بخشی که گزارشگر می تواند با آن رابطه برقرار کند. مثلا در بحث بحران اقتصادی طبعا یک گزارشگر اقتصادخوانده با بخشهایی از بحران رابطه برقرار می کند که یک گزارشگر دیگر بدون دانش اقتصادی قادر به ایجاد رابطه با آن نخواهد بود. گزارشگری که فکر می کند یک ایران اتمی «اولین کشور عرب اتمی» خواهد بود طبعا بسیار چیزها را در باره ایران و در باره خبرش نمی داند.

پس معنای خبر یکباره بر همگان نازل نمی شود. هم خود خبر دارای لایه های معنایی است که باید آن را گشود و ناگشوده ماندن اش آن را یکجانبه می کند و هم خبرگزار دارای محدودیت دانشی است و طبعا به یکجانبه ماندن خبرش کمک می کند.

فضای خبری
یک عامل سوم هم در میان است که همان فضای خبری یا جغرافیای خبری است. خبر سقوط یک هواپیما اگر در نیویورک باشد یک معنا دارد و اگر در ایران باشد معانی دیگری با خود همراه می آورد.

پس در گزارش خبر سه عامل می تواند اختلال ایجاد کند: لایه های معنایی خبر که معمولا به همه آنها دسترسی نداریم؛ محدودیت دانش و سابقه و تجربه خبرگزار که همیشه سایه خود را بر نوع گزارش خبری خواهد انداخت؛ و نهایتا کانتکست یا فضای خبری که همیشه تسلط بر آن آسان نیست. فضای خبری از شبکه ای از خبرهای مربوط به یک حادثه ساخته می شود که اگر به شماری از آنها بی اعتنا بمانیم گزارش خبری ما را ناقص و یکجانبه خواهد ساخت.

اینها همه برای وقتی است که ما با خبر روبرو هستیم. اما اگر با ضدخبر روبرو باشیم یعنی خبری که عمدا برای انحراف ذهن ما و ارائه داده های نادرست تنظیم شده کار بسیار دشوارتر می شود.

خبرگزار خوب و باتجربه می کوشد با تکیه بر واقع بینی و دوری از خودفریبی و با شناخت محیط و فضای خبری درک بهتر و نزدیک تر به واقعیتی از خبر پیدا کند. اما عوامل مختلفی که تا اینجا برشمردیم در کار او خلل می افکند و از انجا که ما در عالم واقع همه جا با خبرگزاران خوب و خوش نیت و با تجربه و با سواد روبرو نیستیم بیطرفی مرتبا نقض می شود.

وجوه ششگانه بیطرفی
یکبار دیگر بحث را کوتاه و فشرده مرور می کنیم تا ببینیم مسائل اصلی ما در بیطرفی چیست:
1- ساختارهای رسانه ای گرایش به جانبداری دارند. این را بسامد آنها و تعداد پرشمار آنها تایید می کند؛
2- خبر به عنوان یک متن قابل خواندن یکباره نیست و تمامیت آن یکجا ظاهر نمی شود؛
3- خبرگزار فردی است که دانش و تجربه محدودی دارد و ناچار با همه اجزای خبر ارتباط برقرار نمی کند؛
4- فضای خبری درک خبر واحد را متفاوت می کند.

بر این چهار وجه مساله دست کم دو وجه دیگر را هم باید اضافه کرد: نخست معنای بیطرفی که با معنای طرفهای درگیر خبر پیوند دارد و دوم گزینش خبر.

طرفهای خبر
5- وقتی می گوییم بیطرف باشیم معمولا به دو طرف موافق و مخالف فکر می کنیم. واقعیت جز این است. در واقعیت طیفی از نظرها وجود دارد. ممکن است در جایی که دو حزب حاکم و اپوزیسیون هست مثلا در آمریکا و تا حدود زیادی در بریتانیا یک خبر سیاسی دو طرف داشته باشد: دید رسمی حاکم و دید اپوزیسیونی. اما اگر جریان سیاسی به سه یا تعداد بیشتری حزب تقسیم شده باشد مثل اسرائیل و فرانسه و هلند ما با دیدگاهها روبرو هستیم و نه دو دید موافق و مخالف. ایران هم جزو گروه دوم است.

بعلاوه مساله وقتی از سطح سیاسی خارج شد و به خبرهای مذهبی و اجتماعی و فرهنگی رسید دامنه موافقت ها و مخالفت ها از چارچوبهای حزبی فراتر می رود. بخصوص در جوامعی که حزب دامنه زیادی ندارد. ایران و کشورهای خاورمیانه در این گروه قرار می گیرند.

بنابرین وقتی می خواهیم بی «طرف» باشیم باید روشن کنیم «چند طرف» وجود دارد و ما می خواهیم با این طرفها چگونه برخورد کنیم تا بی طرف بمانیم.

بعلاوه، یک مساله دیگر هم در دیدن طرفها هست: آیا همه طرفها معتبرند؟ و باید دیده شوند؟ آیا مثلا کسانی که موافق ترور هستند معتبرند و باید نظرشان در انعکاس خبرهای تروریستی در نظر گرفته شود؟ طرفهای معتبر برای بیطرفی را چگونه معین کنیم؟

گزینش خبر
6- مساله بعدی گزینش خبر است. از آنجا که نمی توان همه خبرها را انتخاب کرد خبرگزار و رسانه او به محض انتخاب خبر از بیطرفی خارج شده اند. آنها با گزینش خبرهای خود به مخاطب اعلام می کنند که چه چیزی را مهم می بینند. طبعا این به معنای آن است که شماری از خبرها را که دیگران مهم می یابند مهم ندیده اند. این خود چالش مهمی برای بیطرف ماندن است. چگونه می توان در میان همه خبرهای مهم برای همه طرفهای جامعه هدف تنها به گزارش شماری از آنها توجه کرد و همچنان بیطرف بود؟

این شش وجه مساله بیطرفی نشان می دهد که کار در چارچوب تعاریف موجود ظاهرا نمی تواند بدون تناقض و نفی خود پیش برود. راهکار ما این است که معنای روشن و عملی بیطرفی را با دیدی همه جانبه معین کنیم. معنایی که می تواند به مثابه یک معیار اخلاق حرفه ای عمل کند و روزنامه نگار مطلوب را تمایز بخشد.

 

tayaz تاياز Mon, 03/08/2010 - 05:01

 in matlab fogholadde aali bood va nazarate aghaye abdollahi be nazaram bazan kamelkonande,    tayidkonandeye matlabe aghaye jami bood jahayi ham rad mikard ke be nazaram un jaha kami birabt bood

abdolahi محمدرضا نسب عبداللهی Wed, 08/19/2009 - 06:36

بی طرفی مفهومی روشن است که روزنامه نگاران باید به آن پایبند باشند. بی طرفی در پوشش خبر یعنی اینکه خبرنگار همه ابعاد خبر را در نظر بگیرد و جانب هیچ طرفی را نگیرد،چه آشکارا و چه با به کار بردن کلماتی که باردار هستند.
شاید به دلیل سابقه روزنامه نگاری در ایران،بی طرفی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.حدود 180 سال از پایه گذاری روزنامه نگاری در ایران می گذرد اما این را می دانیم که روزنامه ها از بدو تولد در ایران به جای آنکه روزنامه نگاری را پایه بگذارند بیشتر«وقایع نگاری دولتی»را انجام می دادند.
با این وصف می بینیم که نه تنها امروز،جانبداری از دولت در رسانه ها وجود دارد که ریشه این جانبداری را می توان در سیکل معیوب روزنامه نگاری در ایران جست و جو کرد.سیکلی معیوبی که وقایع نگاری دولتی را تحسین می کند و به جز آن را خطر می پندارد.
این فضای رسانه ای که از آغاز در ایران وجود داشته،فرصتی به روزنامه نگاری استاندارد نداده تا خود را بروز دهد.شاید در سال هایی ما به بهار رسانه ها در ایران روبرو بوده ایم اما این بهار هم به خزان تبدیل شده است.
من برای این مواقع یک مثال می زنم.اگر فردی ساعت های طولانی به غذا دسترسی نداشته باشد و در اوج گرسنگی قرار داشته باشد به محض رسیدن به غذا،چنان می خورد که به احتمال فراوان پیامدهای بدی در انتظارش خواهد بود.بهار رسانه ها در ایران نیز اینگونه بود.«فضای بسته،سانسور شدید و وقایع نگاری دولتی»سبب شده که نوعی «اشتهای اطلاع رسانی»در ایران شکل بگیرد که با گشوده شدن یک پنجره چنان این اشتها می خواهد خود را سیر کند که دولت نمی تواند تحملش کند.
اکنون نیز ما با این وضع روبرو هستیم.در ایران«اشتهای خبرسانی آزاد»وجود دارد.زیرا در محافل آکادمیک به یک روزنامه نگار مستقل و آزاد،در بهشت را نشان داده اند اما او در جهنم زندگی می کند.روزنامه نگار می خواهد که آزاد باشد تا خبر را به مخاطب برساند اما دولت از خبر هم ترس دارد.حتی در موارد عمده ای خبررسانی را با انواع اتهامات،محکوم می کند.
طبعا چنین فضایی هیچ گاه نخواهد گذاشت که اصول حر فه ای روزنامه نگاری خود را نشان دهند.نتیجه این فضا گسترش هر چه بیشتر رسانه های هایی می شود که «جانبدارانه عمل می کنند،ضد خبر به مخاطب می دهند،خبر را با علاقه های خود آمیخته می کنند و...».نمونه این رسانه ها را می توان«کیهان،خبرگزاری فارس،تلویزیون های لس آنجلسی،رجانیوز»دانست.حتی نمونه های حرفه ای تر مانند«روزآنلاین»نیز از سوی دیگر بام افتاده اند و به جای آنکه بر معیار«بی طرفی»روزنامه اینترنتی منتشر کنند،خود را در جایگاه مدافعان دموکراسی و حقوق بشر گذاشته اند و از این منظر روزنامه منتشر می کنند.
عدم رعایت بی طرفی در نهایت سبب می شود که رسانه اعتبار خود را از دست بدهد و مخاطب به آن اعتماد نکند.
من می توانم از تلویزیون فارسی بی بی سی به عنوان یک نمونه موفق در رعایت اصل «بی طرفی»نام ببرم.این تلویزیون تلاش می کند به معیار بی طرفی پایبند باشد و اتفاقا در مدت کوتاهی که از عمرش می گذرد توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند.
اشکال کار این نیست که بی طرفی در مفهوم خود دچار تضاد است.اشکال کار اینجاست که تاریخ روزنامه نگاری ایرانی با بی طرفی بیگانه بوده است.همچنان که با حقوق بشر و دموکراسی هم میانه خوبی نداشته است.
یک مثال می زنم.برای من پیش آمده زمانی که در تاکسی بوده ام در سر یک چهار راه با یک گره ترافیکی مواجه شده ایم.راننده به زمین و زمان ناسزا می گوید و دیگر رانندگان را به نداشتن فرهنگ رانندگی متهم می کند اما خودش هم می خواهد با زیر پاگذاشتن قانون از ترافیک بگریزد.چراغ قرمز است اما کمتر راننده ای به آن اعتنا می کند.هر راننده ای از هر منفذی که ایجاد می شود می خواهد عبور کند و اصلا هم کاری ندارد که آیا مسیری که می رود حقوق دیگران را ضایع نمی کند.
این مثال ساده از رفتار ترافیکی ایرانی ها به فرهنگ بر می گردد.به فرهنگی که در آن عملا کسی نمی خواهد به حق دیگری احترام بگذارد.آیا احترام نگذاشتن به حقوق یکدیگر می تواند ما را به این نتیجه برساند که رعایت قانون در مفهوم خود دچار تضاد است؛خب نه.این ما هستیم که باید یاد بگیریم قانون را رعایت کنیم نه آنکه قانون را متضاد بدانیم.
بی طرفی نیز همین گونه است.این روزنامه نگاران و رسانه ها هستند که باید بی طرفی را رعایت کنند.رعایت نکردن بی طرفی از سوی رسانه ها علاوه بر آنکه ریشته تاریخی دارد دلیلی نمی شود که آن را مفهومی غیر روشن بدانیم.
آقای جامی عزیز به وجوه ششگانه بیطرفی اشاره کرده اند که من برای هر یک نظرم را  در پرانتز می نویسم:
1- ساختارهای رسانه ای گرایش به جانبداری دارند. این را بسامد آنها و تعداد پرشمار آنها تایید می کند؛(این یک سیکل معیوبی است که به ریشه تاریخی آن اشاره کردم.باید این ساختار را اصلاح کرد)
2- خبر به عنوان یک متن قابل خواندن یکباره نیست و تمامیت آن یکجا ظاهر نمی شود؛(خبر دارای ابعاد چند جانبه است.برخی از این ابعاد فاش نمی شود و ممکن سال ها بعد علنی گردد.خبرنگار باید آنچه را ظاهر شده،پوشش دهد.او نمی توان حدس و گمان بزند)
3- خبرگزار فردی است که دانش و تجربه محدودی دارد و ناچار با همه اجزای خبر ارتباط برقرار نمی کند؛(اگر هر کسی سر جای خودش قرار بگیرد این اتفاق نمی افتد.)
4- فضای خبری درک خبر واحد را متفاوت می کند.(من فکر نمی کنم فضای خبری با یکجانبه ماندن خبر ارتباطی داشته باشد.)
5- طرف های خبر(خبرنگار باید همه طرف ها را پوشش دهد. زمینه پردازی مناسب می تواند همه نظرها را در برگیرد.علاوه بر این خبرنگار مسئول معتبر بودن یا نبودن طرف های خبر نیست.در یک حادثه تروریستی،یک طرف خبر گروه یا شخص تروریست است.مخاطب می خواهد بداند که هویت این شخص یا گروه چیست و هدفش چه بوده است.)
6- گزینش خبر(اگر دقت کرده باشید در یک روز رسانه ها خبرهای مشترکی را پوشش می دهند.این آیا بدین معنی است که آنها با هم نشست هماهنگی برگزار کرده اند.اینگونه نیست.این شم خبری است که سبب می شود آن ها خبرهای مشترکی داشته باشند.به معنای دیگر این ارزش های خبری هستند که خود را به دروازه بان خبر،دبیر خبر و یا سردبیر تحمیل می کنند.دروازه بان خبر چه اگاهانه و چه ناآگاهانه،اگر ارزش های خبری را نادیده بگیرد و یا درک نکند،به رسانه خود لطمه زده است.با این وصف گزینش خبر ،نقض بی طرفی نیست.)
 

pouya pouya Fri, 08/14/2009 - 22:06

از نظر فید، من هم با گلبرگ موافقم. فقط خلاصه ای از آن فکر کنم کافیست. راستی یه نظرخواهی شما رسانه ایرانی بی طرف میشناسید؟

golbarg گلبرگ Thu, 08/13/2009 - 11:58

یعنی واقعاً لازمه؟

من فکر می کنم تیتر و پاراگراف ِ اول برای فید کافی باشه.

اگه تیتر یا پاراگراف اول برای خواننده فید جذاب باشه، میاد و بقیه ش رو می خونه.

dariushm داریوش محمدپور Mon, 08/10/2009 - 16:01

بسیار عالی است. یواش یواش دارم این نیوزبان را کشف می‌کنم. اما این صفحه يک مشکل بزرگ دارد که فید آر اس اس متن کامل را ندارد. اين اشکال بزرگی است که باید سريعاً بر طرف شود.