روجا چمنکار، مستندساز بیبیسی فارسی؟
بی بی سی فارسی، بارها اعلام کرده در ايران نه خبرنگاری دارد و نه هرکس فيلم مستندش را برای پخش به اين شبکه می دهد، کارمند بی بی سی است اما مثل اينکه برای اين گفته ها در ایران، گوش شنوايی نيست.
به تازگی بیبیسی، فيلم مستند "يادها، بوسهها و خنجرها" اثر روجا چمنکار را پخش کرد که به مذاق خبرگزاری فارس خوش نيامد و اين شاعر را هدف اتهامزنی قرار داد.
فارس در يک تحليل ذهنی، چمنکار را "مستندساز بیبیبی فارسی" ناميده و بر پايه همين "اتهام غيرواقعی" از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقاد کرده که چرا جايزه کتاب سال شعر جوان را به وی اهدا کرده است.
رسانه بايد عرصه گزارشهای عينی و به دور از هرگونه رفتارهای جانبدارانه باشد اما اين اصل در خبرگزاری فارس در اينگونه موارد جای خود را به گزارشهای ذهنی و رفتارهای جانبدارانه میدهد.
آنچه که چمنکار و ديگر مستندسازان انجام دادهاند، واکنشی طبيعی است در پاسخ به محدوديتهايی که در ايران برای پخش فيلمهایشان داشتهاند. از اين هم که بگذريم يک مستندساز که برای توليد اثرش زحمت فراوانی کشيده، حتماً میخواهد نتيجه کارش را مخاطبان بيشتری ببينند و به همين دليل دنبال شبکهای است که پرمخاطبتر است تا مستندش را برای پخش به اين شبکهها بسپارد.
همه اين واقعيت را میدانند حتی رسانههايی مانند فارس. اما چرا مستندسازانی که فيلمشان از بیبیسی پخش میشود، همکار اين شبکه تلقی میشوند؟
فوریترين هدف اينگونه تحليلهای ذهنی، بالابردن هزينه برای مستندسازانی است که تمايل دارند اثرشان از اين شبکه پخش شود. طبيعی است که چنين اتهامی "ترس" را دل بسياری از مستندسازان میپراکند و در آنها "بازدارندگی" ايجاد میکند و ديگر در اين شرايط کسی خطر نمايش فيلمش را در بیبیسی به جان نمیخرد.
تا اينجا ظاهراً رسانههای "پروندهساز" موفق شدهاند هم در مستندسازان، بازدارندگی ايجاد کنند و هم دست بیبیسی را از فيلمهايی که در ايران توليد میشود، کوتاه کنند.
اما اين پايان ماجرا نيست. مستند يعنی برشی از يک واقعيت که چه اجازه پخش بگيرد و يا نگيرد، چه راهی برای پخش در خارج از کشور داشته باشد و نداشته باشد، اين واقعيت ماندنی است.
ايجاد مانع برای عرضه يک اثر در رسانهها فقط معنای خودش را دارد يعنی ممنوعيت پخش واقعيتها اما اين ممنوعيت پخش واقعيتهاست که فضا را برای عرضه اثرهای سفارشی و ذهنی در رسانههای ايران باز کرده و در نهايت هم اين کارهای سفارشی و ذهنی است که به تحليلهای ذهنی و تصميمهايی منجر میشود که هيچ ارتباطی با واقعيات ندارند و گاه آدمی را به سقوط میکشانند.
نقض بي طرفي و اتهام زني و بي اخلاقي تنها در مورد سوژه بكار نرفته. اشاره معنا دار به اسامي داوران مسابقه كتاب سال شهر جوان نيز خواندني است:
"...برنده این جایزه خانم «روجا چمنکار» که با داوری افرادی مانند شمس لنگرودی، علی باباچاهی، عنایت سمیعی، فرزان سجودی و البته حضور و سخنرانی چهرههایی همچون حافظ موسوی و محمود معتقدی معرفی شده،..."
خدا را صد هزار مرتبه شكر كه اين هنرمند بوشهري از ايران رفته است وگرنه....
- +۱

عبدالصابر كاكايي در ويژه نامه ادب و فرهنگ روزنامه اطلاعات روز سه شنبه 6 ديماه به همين موضوع پرداخته و نظر شاعران در اين زمينه را جويا شده كه خواندني است.
محمد علي بهمني، شاعر معاصر در رابطه با برگزيدگان جايزة کتاب سال شعر جوان و انتقاد برخي افراد در خصوص عدم سکونت برگزيدة شعر نو اين جايزه در ايران، اين چنين پاسخ ميدهد: «مجموعه شعر خانم روجا چمنکار قابليتهايي داشته و از سوي داوران برگزيده شده است. اگر خود او در ايران نيست و در کشور ديگري مشغول به تحصيل است؛ ميتوانيم بگوييم که کتاب او بايد از فهرست برگزيدگان حذف شود؟! به هر حال او فرزند اين آب و خاك است. سلايق و ديدگاههاي شخصي وي به داور يک جايزه به عنوان يک هنرمند و يا به متوليان اين جايزه ارتباطي ندارد. مجموعه شعر او در داخل اين کشور و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز لازم را دريافت کرده و وارد بازار نشر شده است.»
وي در پايان به شاعران يادآوري ميکند که: «بياييم به جاي بيان کردن سخناني اين چنيـــن، يک شعر بگوييم و اين شعرهاي ماست که با ديگران سنجيده ميشود، نه ادعاهاي ما.»