ارزشیابی
امتیاز کل
جزئیات امتیازدهی
آیا منابع مشخص شده اند؟
آیا مطلب دقیق و صحیح است؟
آیا مطلب منصف و بی طرف است؟
آیا مطلب زمینه پردازی مناسبی دارد؟
آیا نحوه نگارش و ساختار مطلب مناسب است؟
آیا این مطلب را به دیگران توصیه می کنید؟
دغدغه همسر قلابي رکسانا صابري درکن
منبع: rajanews.com
خبرگزاري فرانسه از شهر کن فرانسه گزارش داد: بهمن قبادي فيلم ساز جايزه بر ايراني که با يک فيلم زيرزميني از تهران در جشنواره کن شرکت کرده، مي گويد؛ سانسور شديد و محدوديتها در اين کشور به معناي آن است که وي "نمي تواند بازگردد."
وي، روز پنجشنبه در مصاحبه اي با خبرگزاري فرانسه در اين جشنواره فيلم گفت "همه چيز تيره است. من 40 ساله ام، زندگي اي ندارم، جا و مکاني ندارم، اگر برگردم، چگونه مي توانم فيلم بسازم؟ ."
خبرگزاري فرانسه افزود: برگزارکنندگان جشنواره روز پنجشنبه از فيلم "کسي از گربه هاي ايراني خبر ندارد" ساخته قبادي، در گشايش بخش موازي که به استعدادهاي تازه مي پردازد، تجليل ويژه کردند.
فيلم دو ساعته قبادي که سانسور فيلم و موسيقي در ايران را بصراحت تقبيح مي کند، مخفيانه در عرض فقط 17 روز با هنرپيشگاني اغلب غيرحرفه اي و بودجه اي اندک تهيه شده است.
قبادي که رابطه اي رومانتيک با خبرنگار تازه آزاد شده آمريکايي رکسانا صابري داشته، گفت که پس از اينکه سه سال گذشته را ناکامانه به دنبال کسب اجازه، بودجه و تجهيزات براي فيلمي جديد سپري کرده بود، ناگهان به اين صحنه موسيقي زيرزميني برخورد کرد و تصميم گرفت فيلمي زيرزميني در اين باره بسازد.
اين فيلم با هنرپيشگي يک زوج موسيقيدان واقعي به نام نگار شقايقي و اشکان کوشانژاد تهيه شده که همراه با کارگردان به کن سفر کرده اند تا شاهد نمايش فيلمشان باشند.
اين خبرگزاري افزود: قبادي در مورد اهميت اسم فيلم گفت که اين نشان مي دهد در ايران مردم مجاز نيستند گربه يا سگشان را بيرون و در انظار ببرند.
خبرگزاري فرانسه اضافه کرد: قبادي گفت "چگونه مي توانم به ايران بازگردم؟ اين اولين بار نيست که به کن آمده ام (وي دو بار انتخاب شده و در سال 2000 جايزه اي براي بهترين کار اول گرفت) اما اينکه چرا اين بار اينجا هستم بسيار ناراحت کننده است. من گم شده ام، نمي دانم کي هستم، اينجا بمانم يا بروم."
نقدها
* من پس از نقد خبر «گزارش تأسفآور وزیر خاتمی از دروغهای آماری دولت نهم»، قصد نداشتم خبري را در «نيوزبان» نقد تا خبر خوب منتشر شدهاي بيابم تا نقاط قوت بسياري در آن باشد و بشود يك يك آنها را شمرد تا اينبار نمونهاي مطلوب پيش رو باشد، مثالزدني. نشد كه نشد. آخر اين خبر از ارزش «تازگي» بهره ميبرد، گفتم شايد اگر نقدم بر آن بماند براي بعد، همين يك «ارزش» را نيز از كف بدهد و چُنين شد كه در پي ميآيد.
1. ميدانم و ميدانيد كه «خبرگزاري فرانسه»(AFP) پايگاه خبري فارسي زبان ندارد، پس رسانهاي ديگر، خبري از آن رسانه را به زبان فارسي برگردانده است. پيش از نقد اين خبر و اخباري از دست كه از زبان ديگري ترجمه شدهاند، بايد «منبع خبر» را شناخت، نسخه اصلي خبر را به دست آورد و همچنين اگر شما به صورت حرفهاي روزنامهنگاري ميكنيد و يا حتي در سطحي متفاوت، به صورت حرفهاي خبر ميخوانيد، با منبع خبري كه «ترجمه» را نقل قول و منتشر ميكند، آشنايي داشته باشيد. بدين ترتيب تجربه و آزمون و خطا، به شما ـ همچون ما ـ خواهد آموخت كه هر خبر ترجمه شدهاي را از هر منبع نبايد خواند. اين نه بيمي به خواننده نقد براي استفاده نكردن از اين منبع ـ رجانيوز ـ براي خبر ترجمهاي است، كه شايد يادآوري به خاطر مخاطب باشد براي استفاده نكردن از خبر ترجمهاي در هر منبعي. به هر حال شايد يحث «منبع خبر» را زماني ديگر و البته جايي دگر، پيگيري كنيم.
2. نظري به تيتر خبر بيندازيد؛ «دغدغه همسر قلابي رکسانا صابري در کن». خبري از خبرگزاري فرانسه به زبان فارسي ترجمه شده است و سردبير سايت «رجانيوز» آن را براي انتشار و ارسال روي خروجي سايت، تاييد كرده است. پس شكي نداريد كه شما نه نظر و مقاله تحليلگري از خبرگزاري فرانسه را ميخوانيد و نه چيزي شبيه به آن از رجانيوز. از آنجا كه «تيتر» بايد شاخصهايي چون «كوتاه بودن» و «جذاب بودن» را به همراه دستكم شماري از «ارزش»هاي خبري به كار رفته در متن خبر با خود داشته باشد، ميتوانيد يه متن مراجعه كنيد و ببينيد «بهمن قبادي» ـ همان عنصر «كه» در خبر كه داراي ارزش خبري «شهرت» است ـ آيا اعلام كرده است كه مثلا دارد دغدغههاي خود را با خبرنگاران يا خبرنگار خبرگزاري فرانسه مطرح ميكند؟! همچنين در متن اين خبر آيا هرگز جمله يا حتي عبارتي ميبينيد كه «حكايت كند» كه «بهمن قبادي» همسر قلابي «ركسانا صابري» بوده باشد؟!
همچنين «كن» كجاست؟! اين اسم خاص در اين تيتر براي تمايز و درست خوانده شدن و البت به چشم آمدن و يادآوري «جشنواره كن» ـ كه ارزش «تازگي»، «شهرت» آن تشكيل دهنده ارزشهاي اصلي اين خبر است ـ نبايد حتي داخل «گيومه» قرار گيرد؟! بماند كه حتي ميان كلمه «در» و «كن» از يك كاراكتر فاصله هم دريغ شد.
3. براي سايت رجانيوز خبرگزاري فرانسه به عنوان منبع خبر بسيار با اهميت بوده كه كوشيده است تا منبع خبر را در «ليد» هم ذكر كند تا به مخاطب در اولين فرصت به دست آمده اطلاع دهد كه اين سخنان قبادي را خبرگزاري فرانسه منتشر كرده نه رجانيوز و اين سايت فقط آن را روايت ميكند. فراموش نكنيم براي روايت بايد به متن «وفادار» بود و اگر از متن نقل قول ميكنيد، عين نقل قول مستقيم را در گيومه بايد ذكر كرد و ار غيرمستقيم، بايد به افعال دقت كرد و عبارت يا كلمه مورد نظر نقل شده را حتما در گيومه قرار داد.
4. توجه كنيد: ما در زبان فارسي «» داريم و " " نداريم.
5. فليمساز؛ كسي كه فيلم ميسازد نه فيلم ساز
6. جمله يا عبارت «قبادي که رابطه اي رومانتيک با خبرنگار تازه آزاد شده آمريکايي رکسانا صابري داشته»، اصلا ذكر نشده كه از خبرگزاري فرانسه گرفته شده يا نظر و پيشينه خبري سايت رجانيوز است. اين اتفاق در پاراگراف بالايي آن نيز رخ ميدهد و مخاطب نميداند كه در «گزارش» خبرگزاري فرانسه آمده است كه فيلم قبادي سانسور در ايران را تقبيح ميكند يا «روايت» رجانيوز.
7. جمله يا عبارت «قبادي که رابطه اي رومانتيک با خبرنگار تازه آزاد شده آمريکايي رکسانا صابري داشته» را بخوانيد. يك بار ديگر هم بخوانيد. آيا «ما» به عنوان «روزنامهنگار» حق داريم ـ حتي اگر خبر داريم و منبعي آگاه با نام و نقل قول مستقيم و سند و مدرك و عكس ـ از «حريم شخصي» و «حوزه خصوصي» شهروندي گزارش دهيم؟!
پس تكليف «آبروي» شهروندان چه ميشود؟ «حريم شخصي» و «حوزه خصوصي» افراد كجاست؟
در سادهترين نگاه، بينديشيد كه مثلا به عنوان نگارنده خبر، «تعادل» را مد نظر داريد و «منصف» هستيد. آيا ميتوانيد از «رابطه رمانتيك» همه افراد اطلاعرساني كنيد؟
اين محدوديتها دقيقا با خاطر آن است كه روزنامهنگار بيتوجه به آنها نميتواند اصلا اصول اخلاقي حرفه روزنامهنگاري را رعايت كند.
فراموش نكنيم كه كسي كه خبر مينويسد، جداي از قانون اساسي و قانون مدني و قانون مطبوعات كشور و ايالت و منطقهاي كه در آن مشغول به كار است، «محدوديت» ـ دقيقا محدوديت ـ هايي دارد كه خودش بر كار روزنامهنويسي خود اعمال ميكند تا وارد حوزهها و حريمهايي نشود كه تبعات و عواقب قانوني به دنبال خواهد داشت.
8. تا جايي كه ميدانم، ما ژانري در فيلمسازي نداريم كه «فيلم زيرزميني» ناميده شده باشد. پس از اين عبارت يا بايد نقل قول كارگردان باشد يا منبع خبر. در هر حالت براي حفظ «دقت» و «بيطرفي» هم بايد در گيومه قرار ميگرفت و هم اشاره ميشد كه مرجع آن چيست.
9. اسم خاص ـ نگار شقايقي و اشکان کوشانژاد ـ همه اينها دستكم براي بار نخست بايد داخل گيومه قرار گيرد تا مخاطب با آنها آشنا شود و بداند كه كيستند و چه عنصرهايي را در خبر نمايندگي ميكنند.
10. خواندن اين خبر را به همه دوستانم پيشنهاد ميكنم. نه فقط به خاطر اينكه بسياري از اصول حرفهاي و اخلاقي «ترجمه» و «روزنامهنگاري» در آن رعايت نشده است، بلكه به اين خاطر كه شايد به همه يادآوري كند كه «منبع خبر» چقدر بااهميت است و هر خبري را از هر منبعي طلب نكنيم؛ كه بيخبري بهتر از خبر غلط و پراشكال است.**
(** بي هيچ قصد و غرضي، در اين ديرگاه شبانه و ساعات بامدادي، ياد اين شعر افتادم: يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...)
تیتر فقط عقده های شخص نویسنده را در مقابل اقای قبادی مشخص می سازد و در متن نمی توان دلایلی برای اثبات این ادعا پیدا کرد.
این تیتر خواننده را فریب می دهد برای خواندن مطلب که به کار بردن آن درست نیست.
در جایی دیگر هم گفته است که رابطه ی رمانتیک با خبرنگار.... این موضوع اصلا ربطی به موضوع این خبر نداشت و باز هم نشان از دخیل شدن احساسات نویسنده در مورد قبادی در نوشته دارد.
گزارش خبری بالانس لازم را ندارد و چهره ی بهمن قبادی را نزد خوانندگان بیاعتبار میکند همچنین زمینه پردازی درستی ندارد . بخ نامه ی بهمن قبادی برای آزادی رکسانا صابری هیچ اشاره ای نکرده است در ضمن تا کنون رکسانا صابری نامزد بودن یا نبئدن با بهمن قبادی را تایید نکرده و صحبتی نکرده در این مورد نکرده است.
رویکرد مغرضانۀ «رجانیوز» به حضور فیلم «قبادی» در جشنوارۀ کن، در تیتر نوشته، آنقدر آشکار است که راهی برای اعتماد به محتوای خبر باقی نمی گذارد.
ادعای «نامزدی» بهمن قبادی با رکسانا صابری شاید قابل نقد باشد و بتوان آن را در خبری دیگر از تکذیب این ارتباط توسط پدر رکسانا صابری زیر سوال برد، ولی اولا هیچ ارتباطی با محتوای این خبر ندارد، ثانیا قبادی هیچ گاه ادعا نگرده بود که «همسر» رکسانا صابری است.


نظرها
هنوز نظری ارسال نشده است.