ارزشیابی
امتیاز کل
جزئیات امتیازدهی
آیا منابع مشخص شده اند؟
آیا مطلب دقیق و صحیح است؟
آیا مطلب منصف و بی طرف است؟
آیا مطلب زمینه پردازی مناسبی دارد؟
آیا نحوه نگارش و ساختار مطلب مناسب است؟
آیا این مطلب را به دیگران توصیه می کنید؟
Pendar.net - رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
منبع: www.pendar.net
در دفاع از مفهوم «رسانه»
رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
انتشار روزنامه ای که یک روز دوام بیاورد، به ضرر روزنامه نگاری ست.
وقتی روزنامه ها پروژه ی سیاسی باشند، برخورد با آن ها هم یک پروژه ی سیاسی خواهد بود. این به معنای عدم دفاع از حق انتشار این روزنامه های سیاسی نیست.
رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
این روزنامه ها، هر چقدر هم که مطالب خواندنی ای داشته باشند، هر چقدر هم که ذوق و شوق روزنامه نگاران ش، که با یک تلفن، حاضرند ماه ها بدون دریافت هزینه ای کار کنند، از آن روی که پیش تر تصمیم گرفته شده چه پیامی را می خواهند به مخاطب هدف برسانند به باور شخصی من، شایسته ی گله گذاری اند.
گله گذاری در شبی که یک روزنامه از انتشار بازمانده، به باور برخی لگد به مرده زدن است، اما اگر مرگ رسانه های متعددی، از یک اشتباه عمده ی آن ها باشد که بارها و بار ها تکرار شده است، در مراسم خاک سپاری او، می تواند با نگاهی دیگر، آسیب شناسی برای جلوگیری از بروز این خطای رسانه ای باشد.
به عنوان کسی که دغدغه ی رسانه، به معنای ابزاری را دارد که نه برای هدف سیاسی و انتخاباتی، که برای کمک به زندگی آسوده تر مردم تلاش می کند، باور دارم که تا زمانی که روزنامه ها را به عنوان کارخانه ی تولید واژه برای مخاطب رسانه نبینیم، که قرار است تعدادی کارکنان تحریریه و مالی و حسابداری
و اداری و فنی و مدیریتی آن، خط تولیدی را طراحی کنند که کالای مورد نیاز مخاطب را، به صورت یک بسته بندی جذاب و جامع فراهم کنند، انتشار بی آینده ی هر روزنامه ای با هدف سیاسی-انتخاباتی، ناامید کردن عده ای از کار روزنامه نگاری ست.
تجربه ی روزنامه نگاری که پس از صبحانه ی یک روز کاری، نام تازه ای را به رزومه ی روزنامه نگاری خود می افزاید و شبانگاه، پیش از خواب پرونده ی آن را در ذهن خود می بندد، تنها امید به روزنامه نگاری در این جغرافیا را نه کم، که می خشکاند.
تجربه ی روزنامه نگاری که بدون مشخص شدن حتا حقوق خود، بدون هیچ گونه بیمه و خدمات اضطراری جانبی، از روی علاقه، می آید و اول تصمیم می گیرد از چه چیز دفاع کند و سپس قلم بر کاغذ می گذارد، موجب جا انداختن تعریف غلطی از روزنامه نگاری می شود که در آن، روزنامه نگاری نه ابزاری برای انتقال اطلاعات تازه و جامع و منصفانه، که راهی برای پیروزی کارفرمایان در انتخابات پیش روست.
آن چه «جهت دار بودن رسانه های رقیب» خوانده می شود هم، توجیهی برای جهت دار بودن رسانه ی ما نیست.
هر کس با هر عقیده ای، حق دارد یادداشت های جهت دار مدافع اندیشه ی خود را در رسانه ای بیابد و بخواند که به آن از نقطه ی مشترکی به اتفاقات و رخداد های جامعه نگاه می کند، اما خبرنویسی جهت دار حزبی-انتخاباتی، مانند آن چه این روزها می بینیم، جز در بولتن های انتخاباتی جایی ندارد. اگر غیر از این عمل می کنیم، هم نام رسانه را بی اعتبار می کنیم و هم امید را در دل روزنامه نگاری که می خواهد بسته ی گزارشی یا خبری خود را صادقانه و بدون جهت گیری منتشر کند می کشیم.
رسانه، پیش از انتشار تصمیم نمی گیرد چه بنویسد، روزنامه نگار، تنها وظیفه دارد که برود، ببیند و تا می تواند صادقانه، جامع و منصفانه روایت کند و این چیزی ست که عدم رعایت آن، امنیت شغلی رسانه را بیش از سرنوشت هر انتخاباتی به خطر می اندازد.
نقدها
***دوستان عزيز «منتقد» در «نيوزبان»؛ مطلبي كه مشاهده ميكنيد، يك خبر نيست. با اينكه شعار نيوزبان اين است كه «خبر را نقد كنيد»، من چند مطلب غيرخبري در آن ديدهام كه دوستانم به نقد آن پرداختهاند. در چنين مواردي معمولا منتقدان از ديدگاه حرفهاي و نظري خود به مطلب ميپردازند و نسبت به نقد آن اقدام ميكنند. اين در حالي است مطلب مذكور از آنجا كه يك «خبر» نيست،ْ نميشود هم آن را با اصول حرفهاي خبري نقد كرد. مثلا جالب است كه به يك مقاله يا يادداشت تحليلي بگوييد كه چرا «بيطرف» نيست. چون نبايد بيطرف باشد. رسانه از نويسنده مورد نظر خواسته است تا ديدگاه خود را مطرح كند و از آن حيث موضوع را مورد بررسي قرار دهد.
اما چرا اين مطلب را برگزيدهام. «نيما افشار نادري» نگارند اين مطلب و سردبير «پندار» در مطلب كوشيده است با ايجاد چند پرسش در ذهن خواننده، «نقاط معيوب منتهي به تولد يك رسانه» را بررسي كند. اين مطلب بيشك بسيار بهتر از اين هم ميشد باشد. براي اين كار شايد نياز است نگاه منتقدانه شمار ديگري از افراد «منتقد رسانه» نيز به آن افزوده شود. بياييد حالا كه «محمود» و «علياصغر» عزيز اين فرصت را براي نقد بيدريغ و بيتعارف فراهم كردهاند، دريغ و تعارف نورزيم و بنويسم. اين مطلب را از آن حيث برگزيدم كه شايد پرسشي مطرح كند و شما به عنوان منتقد بكوشيد پاسخي براي آن بيابيد يا حتي دليلي براي بيپاسخ ماندن آن تا اكنون. كمك ميكند تا كمي بيشتر تحليل كنيم كه چرا بيشتر ما «دقت» نميكنيم، «منصف» نيستيم و «بيطرفي» را رعايت نميكنيم.
با همه اين توضيحات، اظهارنظر خودم براي اين نوشته را ـ كه به همين نام «journalist» در پندار ذكر شده ـ بازنويسي نميكنم و در ادامه ميآورم.
نیما افشار نادری عزيز، خوب و پُركار. موضوع خوبي را در زمانهاي خوب مورد بررسي قرار دادهاي. جاي تقدير است بيشك. آنچه نگاشتهاي، يك تحليل از شرايط روزنامهنگاري كنوني است و اصلا جاي دوري نيست كه نتوان آن را نديد و لمس نكرد.
مانند بسياري اوقات از تيترهاي خوب بهره ميبري كه ضرب آهنگ گفتاري و نوشتاري زيبايي دارد. اگر چه در اين تحليل به نظر كارشناس يا روزنامهنگار اشاره نكردهاي، ولي به عنوان روزنامهنگار خودت جنبههايي از اصول حرفهاي روزنامهنگاري را اشاره كردهاي كه معمولا دلايل لازم براي راهاندازي يك رسانه است، اگر چه كافي نيست. همچنين به خوبي اشاره كردهاي كه «روزنامه نگاری که بدون مشخص شدن حتا حقوق خود، بدون هیچ گونه بیمه و خدمات اضطراری جانبی، از روی علاقه، می آید و اول تصمیم ...». اين خيلي مهم است. چرا كسي به اين بخش ماجرا نگاه نميكند؟! آيا اصلا روزنامهنگاري يك كار «ايثارگرانه» و «جوانمردانه» و مانند آن است كه روزنامهنگار از همه حقوق اجتماعي و طبيعي خود بگذرد تا بخواهد در تحريريهاي حضور داشته باشد؟! آيا هميشه و هميشه دلايل ايجابي انتخاباتي بايد دلايل سلبي ناديده گرفته شدن حق و حقوق شماري از روزنامهنگاران باشد در درجه نخست، تا برسيم به درجه دوم ماجرا كه حكايت آن است نخست روزنامهنگار تصميم بگيرد كه قرار است له يا عليه چه كسي چه تصميمي بگيرد و بر اساس حكمي كه مفروض عيني ماجراست دست به قلم ببرد و به همه بگويد كه چُنين و چُنان است و اگر تا به حال نميدانستند، در چه خُسران مبيني روزگار سپري ميكردند؟!
بگذريم از اين حرفها. كدامين و اصلا چند رسانه در اين ديار با يم «نظامنامه» حرفهاي پا به عرصه حضور گذاشتهاند و ظهور كردهاند؟! كه حالا ما به ازاي آن بخواهيم اصول حرفهاي و اخلاقي و بيطرفي حرفهاي را از آنان طلب كنيم؟!
يادمان نرود اين به معني نبودن كارهاي خوب و ماندگار روزنامهنگاران اين ديار نيست كه آنها همه بر دوش همين روزنامهنگاران بوده است، اما همين سيكل معيوب اين پرسش را همچنان زنده نگاه داشته است كه از آن روزنامهنگاران چه مانده است و از آن روزنامهها، چه؟!
بماند كه نيما عزيز، به نظرم به جاي خالي صنعت رسانه اشارهاي نشده است كه فكر ميكنم آن را به مجال ديگري سپردهاي، كه اصلا عرضه و تقاضا و مشتري و مخاطب چگونه تعريف شده است در اين صنعت كه روزنامهنگار به عنوان نيروي كار يا سهامدار اين رسانه به تعريف جايگاه حرفهاي خود بپردازد.
قرين شدن اين مطلب با رخداد غمانگيز و حديث مكرري كه ساعاتي قبل بر «ياسنو» رخ داد، همچنين اين پرسش را بر من زنده نگاه داشته است كه هيچ دستاندركار ياسنو هرگز نينديشيده بود كه همان حربهاي كه 12 تير 1386، انتشار مجدد «همميهن» را به محاق برد، ميتواند باز هم كارساز باشد؟ يعني اين فكر به ذهن من رسيده بود و اين همه روزنامهنگار و مدير و سياستمدار همراه و همفكر و ياريرسان توليد دوباره ياسنو به آن نينديشيده بودند؟!
البته روزنامهداري همچون روزنامهنگاري كار پُرفشاري است؛ شايد نينديشيده بودند. فرض محال كه محال نيست. هست؟!


نظرها
«محمدرضا نسب عبداللهي» عزيز، «محمود» عزيز و «مسعود» عزيز، بي تعارف با شما هم نظرم. اظهارنظر شما و ساير دوستان بر هر نقدي را نشان اهميت قائل شدن شما براي ديگري قلمداد مي كنم و از براي آن سپاسگزارم. من در ابتداي نقدي كه بر نوشته «نيما افشار نادري» داشتم، اين مقدمه را ذكر كردم كه: «دوستان عزيز «منتقد» در «نيوزبان»؛ مطلبي كه مشاهده ميكنيد، يك خبر نيست. با اينكه شعار نيوزبان اين است كه «خبر را نقد كنيد»، من چند مطلب غيرخبري در آن ديدهام كه دوستانم به نقد آن پرداختهاند. در چنين مواردي معمولا منتقدان از ديدگاه حرفهاي و نظري خود به مطلب ميپردازند و نسبت به نقد آن اقدام ميكنند. اين در حالي است مطلب مذكور از آنجا كه يك «خبر» نيست،ْ نميشود هم آن را با اصول حرفهاي خبري نقد كرد.»
با اين حال چون آن را مرتبط با رسانه ديدم، به انتشار آن اقدام كردم. همچنان معتقدم كه نظر شما درست است و بهتر است طبق قوانين و مقررات سايت به نقد خبر بپردازيم.
نقد «خبر» و «گزارش» به دلیل اینکه از اصول علمی روزنامه نگاری تبعیت می کنند کاری به مراتب ساده تر از نقد دیگر حوزه ها همچون تحلیل، یادداشت و ... است. البته! در دیگر حوزه ها نیز اصول پذیرفته شده ای برای نگارش و تهیه مطالب مذکور وجود دارد اما نکته اساسی در نقد اینگونه مطالب مرز بسیار بسیار نزدیک بین سلیقه و اصول حرفه ای در روزنامه نگاری است که کار نقد مطالبی همچون تحلیل را دشوار می سازد و به همین خاطر برای نقد چنین مطالبی دقت بیشتری را باید به خرج داد.
قرار است که در آغاز بر روی خبر بیشتر تمرکز کنیم و بعدتر حوزه های گزارش و تحلیل هم اضافه خواهند شد. نقد گزارش و تحلیل در این مرحله زیاد با ساختار امتیاز دهی فعلی جور در نمی آید. بهتر است که بیشتر بر روی خبر تمرکز کنیم ولی اگر دوستان علاقه داشتند می توانند همچنان گزارش و تحلیل را هم نقد کنند.
ژورنالیست عزیز دقت کن:«نیوزبان سایتی است برای نقد خبر بر اساس اصول پذیرفته شده جهانی روزنامه نگاری: بی طرفی، دقت، صحت و انصاف.» این یک تعریف مشخص و روشن است که ما باید در چارچوب آن عمل کنیم.درست است که در اینجا فضای نقد کردن خبر به خوبی فراهم شده است اما ما نباید بر اساس علایق خود به نقد مطالبی غیر از خبر بپردازیم.اینجا علاقه و نظر ما مطرح نیست.«نیوزبان به دنبال فراهم آوردن فضایی انتقادی پیرامون خبر فارسی است، بدون هرگونه تعصب یا جهت گیری عقیدتی و سیاسی.»این جمله از من نیست بلکه توضیحی است از سوی مدیران سایت درباره حوزه کار نیوزبان.