ارزشیابی
امتیاز کل
جزئیات امتیازدهی
آیا منابع مشخص شده اند؟
آیا مطلب دقیق و صحیح است؟
آیا مطلب منصف و بی طرف است؟
آیا مطلب زمینه پردازی مناسبی دارد؟
آیا نحوه نگارش و ساختار مطلب مناسب است؟
آیا این مطلب را به دیگران توصیه می کنید؟
گزارش مشکوک ایران از جلسه سرمایهداران و فرزند هاشمی
منبع: aftabnews.ir
آفتاب: روزنامه دولتی ایران مدعی شد؛ تعدادی از سرمایه داران طی دیداری با آقازاده هاشمی رفسنجانی درخواست های خود را از دولت آینده اعلام و شرایط خود را برای همکاری با میرحسین موسوی اعلام کردند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، روزنامه ایران بدون اشاره به منبع خبر خود در شماره روز دوشنبه خود با انتشار این خبر افزوده است: «در این دیدار سیاسیون و سرمایه داران که عمدتاً دارای پروندههای متعدد اقتصادی در محاکم قضایی هستند برخی شرایط خود برای حمایت مادی و معنوی از میرحسین موسوی را به اطلاع این آقازاده رساندند. در ادامه این محفل شبانه پسر خانواده رفسنجانی برنامههای خود برای انتخابات و انتظاری که وی از افراد حاضر دارد را با ایشان در میان گذاشت».
روزنامه ایران که از بودجه بیتالمال استفاده میکند، در طول دوره ریاستجمهوری احمدینژاد، عملاً به ارگان تبلیغاتی این دولت مبدل شده و در ایام انتخابات ریاستجمهوری نیز تخریب همزمان چهرههای برجسته نظام، نظیر آیتالله هاشمی رفسنجانی، حجتالاسلام سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی را در دستور کار قرار داده است.
نقدها
این خبر که بهتر است اصلا نام خبر را بر آن نگذارم چون بیشتر یم شایعه پراکندی است تا خبر.
نوع نوشته آن هم خیلی جالب است چون در آن نه انصاف وجود دارد و نه ویژگی خاص. و نکته جالب آن هم در خبر در خبر بودن است یعنی ایران چیزی نوشته است و آفتاب آن چیز را به یک خبر تبدیل کرده است. و جالب این است که خود آفتاب هم که خبرنگارش معتقد بوده خبر ایران انصاف ندارد خود در نوشتن خبرش به گونه ای دارد جانب داری می کند.
× اين خبر، گزارش خبري، مطلب يا هر نام ديگري كه بر آن مينهيد، را به «دقت» نگاه كنيد. چه چيزي را بايد «نقد» كرد؟! مطلب مندرج در روزنامه «ايران» يا سايت «آفتاب»؟!
پيشتر از همه اينها بايد به نكتههايي را به عنوان «روزنامهنگار» ـ چه كسي كه اين خبر را نگاشته و چه كسي كه در سمت سردبير آن را تاييد كرده است ـ يادآوري كنيم و آن را به خاطر بسپاريم.
1. بهترين حالتهاي خبرنگاري را براي خود تصور كنيد. شما ارتباطات خوبي دارد. خودتان منبع خبر خودتان هستيد. معمولا شاهد عيني ماجراييد. رسانهتان به شما اعتماد دارد و ميداند شما به نظامنامه حرفهاي آن پايبنديد. با عنايت به همه اين احوال، شما خبرهايي به دست ميآوريد كه ديگران از به دست آوردن آن عاجزند. براي تنظيم درست آن هم ميكوشيد. آيا شما براي انتشار هر خبري كه به دست ميآوريد، بايد اقدام كنيد؟!
شما به عنوان يك روزنامهنگار حرفهاي معمولا «محدوديت»هايي بر خود و خبرتان اعمال ميكنيد. اين به خاطر بار مسووليتي است كه شما به دوش داريد. گيريم كه شما از حوزه خصوصي يك مقام مشهوري خبري به دست آوردهايد. صرف شاهد عيني ماجرا بودن شما، به شما اين اجازه داده نميشود كه وارد «حريم خصوصي» و «حوزه شخصي» كسي به عنوان يكي از «شهروندان جامعه» شويد. مگر اينكه او را به واسط «شهرت» يا «قدرت»، از «حقوق شهروندي» محروم كنيد كه اين خود خلاف «قانون» است. تازه بماند كه در اين ميان ممكن است آبرومند افراد نيز به خطر بيفتد، «اسناد شخصي» آنها نيز به واسطه انتشار خبر شما در خطر بيتد. فراموش نكنيد هر شخصي به توجه به هر مقام و مسووليتي كه دارد، از حقوقي بهرهمند است كه بايد به آن احترام گذاشت.
2. «منبع خبر» كجا اهميت دارد؟! مگر نه اينكه به عنوان يك روزنامهنگار وظيفه داريد خبر و منابع مرتبط با آن را به درستي بشناسيد تا براي روايتهاي دستدومي يا دستچندمي از اين ماجرا به درستي عمل كنيد!
اكنون همين خبري كه ميبينيم، با منبع «سايت خبري آفتاب» را نقد و بررسي خواهيم كرد.
فراموش نكنيد اينكه شما روايت كنيد كه «روزنامه ايران» خبري را «بدون منبع» منتشر كرده است، از مسووليت شما براي «بازانتشار» و «نقل قول» آن كاسته نميشود.
3. به «تيتر» اين مطلب نگاه كنيد. شما «مشكوك» قضاوت شماست و اگر مبنع اول خبر شما يعني روزنامه ايران به آن اشاره كرده بود، بايد به عنوان يك كلمه از «نقل قول غيرمستقيم» آن را داخل «گيومه» قرار ميداديد. به دنبال آن كلمه «سرمايهداران» نيز دچار همين «حادثه بد» شده است. اين كلمه هيچ ارزش «دربرگيري» ندارد مگر ارزش «دربرگيري عمومي» آن كه به «همه سرمايهداران» بازميگردد كه بيشك منظور خبر نبوده است. تكليف آن را بايد مشخص كرد. اين كلمه از شما بوده است يا از منبع نخست خبر. دستكم بدون قرار دادن در گيومه بار حقوقي غلطي به خبر افزودهايد.
4. اين بار به «ليد» اين مطلب يا همان «پاراگراف نخست» با دقت نگاه كنيد. «روزنامه دولتی ایران مدعی شد» يعني چه؟ اگر منظور از «مدعي شد» اين است كه آن روزنامه نوشته و شما مسووليتي قبول نميكنيد، بايد فهميد كه شما مسوول خبري هستيد كه منتشر ميكنيد و عباراتي نظير «مدعي شد»، «گفته ميشود»، «شنيده ميشود»، «در خبرها آمده است» و مانند آن، هيچ چيزي از مسووليت شما نميكاهد. اگر هم روزنامه ايران در مطلب خود «ادعا كرده است»، تكليف نقل قول ـ چه مستقيم و چه غير مستقيم ـ آن را مشخص كنيد.
همچنين «آقازاده هاشمی رفسنجانی» يعني چه؟ اگر منظورتان فرزند فلاني است، كلمه «فرزند» را به كار ببريد. اگر چيز ديگري است، كسي منظور و نظر و تحليل شما را نخواسته است. اگر طعنه است، خبر جاي آن نيست. اگر هر چيز ديگري است، جاي آن اينجا نيست.
***مثل هميشه تكلليف خودتان را به نقل قول ها مشخص كنيد. نگارش نقل قول آدابي دارد. بايد رعايت شود.
5. آوردن القابي مانند آيتالله، حجتالاسلام و مانند آن جايي در خبر ندارد. دستكم در اينجا كه شما هيچ «ارزش» و «عنصري» در اين خبر نداريد كه به مسايل ديني و جايگاه ديني اين افراد اشاره شده باشد كه در آن صورت هم بايد شرايط خبرنويسي را رعايت كرد.
*****خواندن اين خبر را به همه دوستانم پيشنهاد ميكنم. اين گونه خبرها، محك خوبي براي يك خبرنگار است و نقد آن محل خوبي براي يك منتقد خبري و مخاطب حرفهاي. اينگونه خبرها معمولا در حوزه سياست و در زمانه انتخابات رواج زيادي دارد. اين گونه خبرها ملاحظات بسياري با خود به همراه دارد. زمان، مكان، رسانهاي كه اين خبر را منتشر ميكند، توجه به منبع، تهيه و تنظيم خبر، و مسايلي مانند آن. در اين ميان آشنايي به قانون و محدوديتهاي حرفهاي نقش بسزايي دارد.
خبر این روزنامه که توسط آفتاب نقل شده دارای جانب داری های بسیاری است.
به این جمله توجه کنید: «...تعدادی از سرمایه داران طی دیداری با آقازاده هاشمی رفسنجانی....» در همین چند کلمه خبرنگار، مخاطب خود را کاملا با نظرات شخصی خود بمباران کرده است! استفاده از کلمه «آقازاده» دارای بار معنایی خاصی است که همه بدان آگاه هستند و همچنین نوشته «تعدادی از سرمایه داران» خوب، این سرمایه داران چه کسانی بودند؟! استفاده از کلمه سرمایه داران و آقازاده و رتبط دادن تمام این موضوعات به یک شخص یا گروه خاص کاملا نشان می دهد که خبرنگار قصد اطلاع رسانی نداشته بلکه تنها فضاسازی به فضاسازی مورد نظر خویش فکر می کرده است.
باز هم همین داستان در پاراگراف های بعدی نیز تکرار شده است: «در این دیدار سیاسیون و سرمایه داران که عمدتاً دارای پروندههای متعدد اقتصادی در محاکم قضایی هستند برخی شرایط خود برای حمایت مادی و معنوی از میرحسین موسوی را به اطلاع این آقازاده رساندند.
در تمامی رسانه ها فضاسازی به نفع گروه یا اشخاص خاص صورت می گیرد اما نه اینطور آشکار و غیر حرفه ای، ساده فرض کردن مخاطب ضرر زیادی را به رسانه خواهد زد.
انتخابات ایران مثل اینکه بهانه شده تا شایعات داغ به خبرهای جنجالی تبدیل شوند.
آفتاب در تیتر این خبر از کلمه«مشکوک»استفاده کرده اما کسی نگفته که این گزارش مشکوک است بلکه خبرنگار خودش بر اساس خبر روزنامه ایران،قضاوت کرده که این گزارش مشکوک است.آیا او این اجازه را داشته.همه می دانیم که نه.چون قضاوت خبرنگار،بی طرفی او را نقض می کند.
آفتاب نوشته:«رونامه دولتی ایران مدعی شد»این فعل «مدعی شد»هم از آن فعل هایی است که من هنوز نمی توانم با آن کنار بیایم.وقتی می توان از فعل«نوشت»استفاده کرد استفاده از«مدعی شد»هم اضافه گویی است و هم با پیشداوری همراه است.چون این فعل به مخاطب می گوید که این گفته تنها یک ادعای دروغ بیش نیست.
پاراگراف آخر هم که شاهکار است.خبرنگار با خیالی آسوده،نتیجه گیری اخلاقی کرده و به مخاطب گفته که درباره روزنامه ایران چگونه فکر کند.
حالا می روم سراغ پاراگراف دوم خبر که از روزنامه ایران نقل قول شده است.
روزنامه ایران خبری را منتشر کرده که منبع ندارد و قابل اعتبار نیست.علاوه بر این در خبر روزنامه ایران،اتهامات مشخصی به برخی از افراد مجهول ده شده.خبر روزنامه ایران که بدون منبع و جانبدارانه تنظیم شده دارای ارزش خبری نیست.


نظرها
«محمد رضا» جان یک نکته در مورد نقد شما:
گفته اید چرا «آفتاب» از فعل مدعی شد استفاده کرده است، به نظر می رسد در اینجا فعل بهتری را نمی توان جایگزین کرد چراکه خبرنگار خواسته صحت مطلب را تایید نکرده و سوالی را در ذهن مخاطب بوجود آورد. هر چند استفاده از فعل «نوشت» بهتر است اما آن بار معنایی مورد نظر را نخواهد داشت. و البته! مدعی شدن بر موضوعی دلیل بر درستی یا نادرستی آن موضوع نیست بلکه تنها به این معنی است که برای فهمیدن صحت آن باید بررسی بیشتری کرد.